تبلیغات
مــــرداب آرزوهــای رنگـــی مــن - دستهای به هم پیوسته

مــــرداب آرزوهــای رنگـــی مــن

مرداب عشق، قصه عشق و دلدادگی است، عشقی مردابی، مردابی که هرچقدر درونش دست و پا بزنی تو را بیشتر در خود فرو می کشد.

دستهای به هم پیوسته

مشیری


در فرو بسته ترین دشواری


در گرانبهاترین نومیدی،


بارها بر سر خود بانگ زدم:


"هیچت ار نیست مخور خون جگر، دست که هست" !


بیستون را یاد آر، دستهایت را بسپار به کار


کوه را چون پَرِ کاه از سر راه بردار !


وَه چه نیروی شگفت انگیزیست


 دستهایی که به هم پیوسته ست! ... 

"فریدون مشیری"



برچسب ها:مشیری، مرداب، سایگل،
+ نوشته شده در یکشنبه 23 خرداد 1395ساعت 10:55 ق.ظ توسط Saygol نظرات()

نمایش نظرات 1 تا 30