تبلیغات
مــــرداب آرزوهــای رنگـــی مــن - زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد

مــــرداب آرزوهــای رنگـــی مــن

مرداب عشق، قصه عشق و دلدادگی است، عشقی مردابی، مردابی که هرچقدر درونش دست و پا بزنی تو را بیشتر در خود فرو می کشد.

زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد

غروب جمعه

اصولا دم عید که میرسه حال آدم میشه مثه دم غروب ... 

یه غروب جمعه از پشت پنجره ماشین توی جاده دو بانده طولانی، 

که داری سرخابی شدن هوا رو تماشا میکنی و با این که سرت رو تکون نمیدی 

ولی زور میزنی که بتونی با چشمات آخرین تیکه های خورشید رو 

که داره کشیده میشه پایین رو ببینی.

شایدم بغض کنی! همه میگن غروب جمعه دلگیره، من فکر کنم برای اینه که می بینی 

یه هفته از عمرت گذشته، حالا خوب یا بد. این آخر سالی هم همین جوریه. 

یهو یادت می افته که سالی از زندگیت رفت و حالا دیگه خورشیدش هم معلوم نیس.

این میشه که این دم آخری، تو می مونی و یه سال کارایی که کردی و نکردی، 

چیزای خوب یا بدی که به جا مونده ...

خـدایــا

زمان در گذر است

و مخلوقات در تغییر

و سال جدید در شرف حلول

و به ناچار

تغییر، تغییر، تغییر

دراین رویش سبز دوباره من تو ما

کجا ایستاده اییم؟

سهم ما چیست؟

نقش ما چیست؟

پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟

زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد.

پس برایت آرزومندم که زندگیت به بهترین ها تغییر کند

نوروز

سال جـدیـد رو به تک تک دوستان گلم تبریک میگم.

امیـدوارم سالی پربـار و زیبـا داشته باشیـد

دلتـون شـاد، تنتـون سالـم و روحتـون آروم .... 

***


سایـگل



برچسب ها:نوروز، تغییر، تنهایی، مرداب،
+ نوشته شده در یکشنبه 24 اسفند 1393ساعت 12:30 ق.ظ توسط Saygol نظرات()

نمایش نظرات 1 تا 30