تبلیغات
مــــرداب آرزوهــای رنگـــی مــن - جنگل مظلوم

مــــرداب آرزوهــای رنگـــی مــن

مرداب عشق، قصه عشق و دلدادگی است، عشقی مردابی، مردابی که هرچقدر درونش دست و پا بزنی تو را بیشتر در خود فرو می کشد.

جنگل مظلوم

جنگل مظلوم

سلام جنگل مظلوم! آشنای تبر

درست مثل دل من گرفته ای،چه خبر؟!!!

درست مثل دل من بهانه بردوشی

چه بر تو رفته که اینگونه سرد و خاموشی؟!!!

چه بر تو رفته که از یاد برده ای خود را

به دست تند و توفان سپرده ای خود را

چه بر تو رفته که باید نفس نفس بزنی

تشر به جان درختان تازه رس بزنی

کدام پنجه ی خونین، حواله شد سویت؟

کدام باد، پریشان نموده گیسویت؟

کدام دست، تو را زنده زنده مدفون خواست؟

کدام دست خسته تو را خون خواست؟

من و تو باید از این پس سیاه پوش شویم

سکوت، چاره ی ما نیست، درخروش شویم

من و تو دل نگرانیم و یار می خواهیم

من و تو هر دو هوای بهار می خواهیم

بیا دوباره برقصیم و دل به مه بزنیم

بهار را به نفس هایمان گره بزنیم



برچسب ها:جنگل، تبر، سکوت، مرداب،
+ نوشته شده در چهارشنبه 3 دی 1393ساعت 11:05 ق.ظ توسط Saygol نظرات()

نمایش نظرات 1 تا 30